دچار يعنی ...

چيزی واسه نوشتن نداشتم ، کارهام به نسبت قبل بيشتر شده. شايد واسه همينه که نمی نويسم و بين نوشته هام اينقدر فاصله افتاده... در هر صورت تا دل دچار نباشد نتواند نوشت و دچار، دچار يعنی عاشق شايد ، دل من بی درد است چشم من بی اشک است لب من بی خنده شايد، زياد درگير روزمره گی هام شدم .... انقدر که يادم رفته بهشون توجه کنم...

/ 0 نظر / 6 بازدید